سخنی با شما

همه می دانیم که تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با همنوع خود در ذات انسانها نهفته است این غریزه فطری ودیعه الهی است که در وجود انسانها نهادینه شده است بطوری که خواه نا خواه همچنانکه در شادی ها و خوشحالی ها واکنش نشان می دهیم در ناراحتیها و موضوعات ناراحت کننده نیز متاثر می شویم با مثالی مسئله روشن تر خواهد شد شما چند کودک را در سنین سه تا پنج سال در نظر بگیرید که از ملیتهای متفاوت می باشند و تا بحال یکدیگر را ندیده اند و والدین آنها هم هیچ شناختی از همدیگر ندارند این کودکان در یک فضای محدودی در کنار هم قرار گرفته اند شاید در دست یکی دو تا از آنها اسباب بازی کوچکی هم باشد و یا نباشد در فاصله کوتاهی آنها را تنها بگذاریم یعنی والدین آنها نباشند گر چه اگر باشند هم اشکالی ندارد فقط به کودکان کاری نداشته باشند به طور طبیعی این کودکان باهم ارتباط برقرار می نمایند و با هم بازی می کنند بدون اینکه زبان هم را بدانند و اینکه از روابط اجتماعی همدیگر اطلاعی داشته باشند اگر کسی آنها را ببیند انگار آنها از مدتها قبل با یکدیگر رابطه داشته و کاملا هم را می شناسند و از خلق و خوی هم آگاه هستند این مثال ساده در توجیه و تبین مطلب شاید خیلی کوچک باشد اما در مثل مناقشه نیست با نگاهی گذرا به جامعه امروز خودمان و روابطی که در برخوردها و حسن همجواری که از خود نشان می دهیم با کمال تاسف باید بکوییم به تنها چیزی که توجه نداریم این است که حتی برای یک لحظه هم تحمل یکدیگر را نداریم این موضوع آنقدر گسترش پیدا کرده است که تا درون خانواده ها کشیده شده است توجه به چند نکته خالی از فایده نیست یکی اینکه همه کوشش و تلاش انسانها برای زندگی با آرامش است و دیگر اینکه همه برای رسیدن به این آرامش حاضر به از خودگذشتن هستند بعلاوه گر چه طبع انسان سیری ناپذیر است ولی با کمترین و کوچکترین نگاه محبت آمیز قانع می شود و لااقل در آن لحظه واکنش مثبت از خود نشان می دهد بنابراین می توان گفت برای دست یافتن به یک زندگی آرمانی و ایده آل باید به تغییر اندیشید و از توانمندی همدیگر بهره گرفت و از حداقل ها استفاده نمود و فرهنگ لازم را تبیین و دست بکار شد تا مورد شکایت نسل های آینده قرار نگرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

Name
Email
Website